مقدمه یادگیری ترکی آذربایجانی
بیشمار علاقمند به یادگیری زبان ترکی آذربایجانی در ایران وجود دارند. به تعداد زیادی هم افرادی هستند که عاشق زبان مادری خود بوده و آموزشهای متنوعی برای این زبان بوجود آوردهاند. (از کتاب و وب سایت گرفته تا اینستاگرام و تلگرام و امثالهم در این اواخر.)
اما بیشتر افرادی که این آموزشها را ارائه میکنند خود متأسفانه دارای تحصیلات درستی در زبان ترکی آذربایجانی نمیباشند.
نکتهای که در غالب بیشتر این آموزشها به چشم میخورد این هست که طرف فقط در زبان فارسی تحصیل کرده و سپس با زبان ترکی استانبولی آشنا شده و قواعد و اصطلاحات آن را یاد گرفته است. حالا عرق زبان مادری ایشان را واداشته برای زبان ترکی آذربایجانی کتاب و در رسانهها محتوای آموزشی تولید نماید. نتیجه همینی میشود که الان در ایران میبینیم. اعمال سلیقههای شخصی در تعریف دستور زبان و نکات زبانی، عناوین درسی ترجمهای میشوند از زبان فارسی و یا از مفاهیم بکار برده شده در زبان ترکی استانبولی استفاده مینمایند.
اگر قبلاً از این کتابها مطالعه کردهاید و با این رسانهها آشنا هستید با مطالعه این وبلاگ متوجه این موضوع خواهید گردید. (در مطالب تا حد امکان معادل فارسی و ترکی استانبولی دستورات را آوردهام)
عدم توجه به لغات مصوب در زبان ادبی و یا ترجمه سرخود واژههای مصوب، عدم استفاده از آخرین متدهای مصوب دستور زبان آذربایجانی از اشتباهات رایج میباشد.
همانند مسائل دیگر موجود در جامعه ایران که همه خود را در همه مسائل سیاسی و اقتصادی و ... صاحب نظر میدانند بدون اینکه راجع به آن مساله، علمی داشته باشند. متأسفانه این مساله دامنگیر آموزش دهندههای (بهتر از این واژه چیزی به فکرم نیامد) زبان ترکی آذربایجانی در ایران نیز شده است.
هر فنی و هر تخصصی باید برای خود تعریفی داشته باشد.
وقتی میگوییم فلانی پزشک متخصص قلب هست متوجه میشویم که در دانشکده پزشکی هفت سال آموزش دیده، درس خوانده و تمام واحدهای درسی را پاس کرده تا مدرک دکتری گرفته و سپس چند سال هم دوره تخصصی گذرانده و موفق به اخذ این مدرک شده و میتواند طبابت نماید. این امر باید در همه رشتهها مد نظر قرار بگیرد. در حوزههای زبانشناسی و آموزش زبان هم باید صلاحیت لازم را داشت.
برای نمونه یک اتیمولوق (فرد متخصص در ریشه شناسی کلمات) باید حداقل خصوصیات زیر را داشته باشد.
- دارای تحصیلات تکمیلی در زبان مورد نظر باشد (حداقل معادل فوق لیسانس ما)
- آموزش حداقل سه ساله درس مورد نظر برای دانشجویان
- یادگیری تاریخ زبان و مطالعه متون کلاسیک و تاریخی
- یادگیری زبانهای همسایه و در ارتباط با زبان مورد نظر
- شناخت شباهتها در دستور زبان و ساختار جمله زبانها و درک چگونگی تأثیر زبانها بر روی یکدیگر
- تحقیق و یادگیری ریشه واژهها
مثلاً اگر شخصی میخواهد لغتنامهای برای ریشه کلمات فارسی بنویسد و به تمام زبانهای عربی، انگلیسی، ترکی و ... که در همسایگی زبان فارسی بوده و بر آن تأثیر گذاشتهاند آشنایی نداشته باشد از نظر علمی اثرش مفت نخواهد ارزید.
نکته: میتوانید جمله «How to Be an Etymologist» را در اینترنت هم جستجو نمائید.
این همه مقدمه چینی برای این بود که بفهمیم برای شروع هر کاری باید تخصص آن کار را باید داشته باشیم. برای آموزش دادن زبان ترکی آذربایجانی هم باید لااقل کتب مرجع این زبان را یاد گرفته و درک نماییم و سپس به خود جرئت بدهیم آن را به دیگران هم آموزش دهیم.
ذهنیت غلط دیگری که در ایران برای پاسداشت زبان فارسی بوجود آوردهاند و بر روی ما ترکها هم اثر خودش را گذاشته این هست که واژههایی را که از دیگر زبانها وارد زبان ما میشود را باید حتماً ترجمه بکنیم بعد استفاده نماییم.
در حالی که در هیچ کجای دنیا وقتی یک واژه از یک زبان دیگر وارد شده و بصورت عمومی مورد استفاده قرار گرفت آن را ترجمه نمیکنند. (بر خلاف کشور ما که حتی به اسم خاص هم رحم نکرده و نامهای جغرافیایی را هم ترجمه میکنند) زبانها همیشه در طول تاریخ واژههایی به زبانهای دیگر وام داده و واژههایی از زبانهای دیگر وام میگیرند. این سیر طبیعی همه زبانها از ابتدا بوده است.
چیزی که در پاسداشت یک زبان مورد توجه قرار میگیرد صرف و نحو و آواشناسی آن زبان میباشد.
مثلاً واژه «Fonem» در ترکی آذربایجانی به معنی واج در زبان فارسی بوده که اصل آن یک کلمه یونانی (phonema) میباشد به اینجور کلمهها در ترکی آذربایجانی «بینالملل سؤزلر- \beynəlmiləl sözlər» گفته میشود.
حال به معادل آن در چند زبان معروف دنیا توجه فرمائید.
انگلیسی (Phoneme) – اسپانیائی (phonema) – پرتغالی (Fonema) - آفریکانس (Foneem) – روسی (Фонема) – لهستانی (Fonem) و …
اگر توجه کنید متوجه میشوید که در تمامی این زبانها فونئم مورد استفاده قرار گرفته بدون اینکه کسی به فکر ترجمه آن افتاده باشد.
وقتی یک لغتی که در زبان من وجود ندارد وارد زبان من میشود و طبق صرف و نحو زبان من استعمال شده و طبق قواعد آواشناسی زبان من تلفظ شده و طبق قواعد نوشتاری زبان من نوشته شود درواقع به غنی شدن زبان من منجر میشود وارد لغتنامه گردیده و نیازی هم به ترجمه آن نمیباشد.
مثلاً ترجمه «sait» به حروف صدادار (səsli hərflər) کلاً غلط میباشد (حروف که صدا ندارند این «fonem»ها یا واجها هستند که صدا دارند)
یا مثلاً به جای «söz» (کلمه) اشتباها از واژه استانبولی «سوزجوک» استفاده میگردد.
این اصل را به یاد داشته باشید
هیچ زبانی برتر از زبان دیگر نمیباشد. (زبانها مانند استخرهای آبی میمانند که به وسیله آبراهههایی با هم در ارتباط هستند یکی استخر کوچی هست و دیگری بزرگ، اما ارتفاع آب در همه استخرها یکی میباشد اگر آبی به یک استخر ریخته شود جریان پیدا کرده و به تمام استخرها خواهد رفت)
نتیجهگیری اینکه سعی نکنیم سر خود کلمهای که به نظر ما متعلق به یک زبان دیگر است را ترجمه و معادل ترکی برای آن بتراشیم. این اصلا اشکالی ندارد که از کلماتی که از زبانهای فارسی، عربی و اروپایی که وارد زبان ما شدهاند استفاده نماییم. در زبان انگلیسی تعداد زیادی از کلمات زبان لاتین وجود دارد که استفاده میشود این در حالی است که خود زبان لاتین الان یک زبان مرده به حساب میآید.
این وبلاگ ادعای آموزش کامل زبان ترکی آذربایجانی را ندارد اما به فصلها و بخشهای استاندارد زبان ترکی آذربایجانی اشاره کرده و در مورد هریک توضیح مختصری آورده شده است و باری یادگیری جامعتر باید به کتابهای مرجع و کاملی که موجود هست رجوع گردد.
در بخش آخر سعی میشود به منابع و کتابهای معتبر که توسط افراد متخصص آن حوزه در رشتههای مختلف مربوط به زبان ترکی آذربایجانی نوشته شده اشاره کرده و لینک دانلود آن کتابها را هم بیاورم تا مورد استفاده عزیزان قرار گیرد.
این وبلاگ از آخرین متدها و سرفصلهای مورد استفاده در دستور زبان و آموزش زبان ترکی آذربایجانی استفاده نموده و در هر بخش توضیح مختصری داده شده که راهگشای عزیزان باشد و در واقع ترجمه مختصری از کتابهای مرجع در این زمینه میباشد و سعی نمودهایم که کاستیها و اشتباهاتی که در آموزش زبان ترکی (در ایران) به کار گرفته شده را گوشزد نموده و چراغ راهی برای کسانی باشیم که به دنبال یاد گرفتن زبان ترکی آذربایجان به شیوه صحیح و اصولی هستند.
همچنین اگر ایرادی در نگارش کلمات فارسی هست به بزرگواری خودتان ببخشید.